سلام.

در سایت جهان نیوز، مصاحبه ای خواندم با جناب آقای آیت الله یزدی.

در این مصاحبه ایشان انتقاداتی بر عملکرد چند سال اخیر آقایان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری بیان کردند.

آیت الله یزدی

بنده خواننده مطلب، با توجه به سوابق و مدارک مستند منتشره در رسانه ها از عملکرد آقایان هاشمی و ناطق نوری، انتقاد ایشان را درک کردم.

اما آنجایی که سخنان ایشان به آقای رحیم مشایی می رسد و اتهاماتی از طرف ایشان مطرح می شود، برای بنده قابل درک و قابل قبول نیست. چون هیچ قرینه حقوقی و سند و مدرکی برای این مدعای ایشان سراغ ندارم.

آیت الله یزدی در پاسخ به این سوال که "بعضا اخباری منتشر می‌شود که آقای مشایی نزد علما می‌رود تا مواضع و افکار خود را طرح کند. آیا در این رابطه، برای دیدار، درخواستی از طرف آقای مشایی شده است؟ درخواست ملاقات آقای مشایی با شما بود یا این‌که قصد دیدار با تمامی اعضای جامعه مدرسین را داشت؟ " می فرمایند:

"ما اصلا آقای مشایی را قبول نداریم که درخواست ملاقات بکند و در این جهت آقای احمدی‌نژاد درخواست کرده‌اند که بگذارید آقای مشایی بیاید و حرف‎هایش را شما بشنوید و آقای جنتی همان‎جا گفت: یعنی به ما تهمت ملاقات با فلانی بخورد؟ آقای مشایی این‎قدر پیش ما مردود است که حاضر نیستیم با وی ملاقات کنیم و در این جهت، خودش برای ملاقات درخواستی نداشته. معلوم است که خود وی نیز می‌فهمد؛ بالاخره یک آدمی است که خود را رییس و همه کاره دفتر احمدی‌نژاد می‌داند. البته مشایی آدمی است که از پول و موقعیت استفاده می‌کند و بر این تصور است که با این کارها می‌تواند رییس‌جمهوری آینده شود؛ بنده همین‎جا به شما می‌گویم، در آینده اگر آقای مشایی به‎عنوان رییس‌جمهوری مطرح شود، اولین تشکلی که رسما و صریحا مخالفت خواهد کرد، جامعه مدرسین است و اگر بنده در قید حیات باشم، قطعا با این موضوع مخالفت خواهم کرد و به هر قیمتی که باشد موافقت نخواهیم کرد که آقای مشایی رییس‌جمهوری مملکت شود، ولی در حال حاضر ایشان در خیلی استان‌ها کارهایی را شروع کرده و با پول بی‌حساب مردم که خیلی‌ها از آن اطلاع دارند و در جریان هستند، درصدد رییس‌جمهوری شدن است. "

متاسفانه خبرپراکنی و دروغگویی های برخی نشریات و رسانه های به اصطلاح منتقد مشایی این بار کار دست برخی آیات عظام داده و آنها را هم گرفتار کرده است.

اولین مطلبی که نزد بنده جلب توجه می کند این است که این بزرگواران که در دستگاه قضا هم سابقه طولانی دارند بدون شنیدن دفاعیات مشایی او را متهم شناخته و حکم صادر می کنند.

ایشان در بیانات خود با افتخاری آلوده به "کِبر" از اینکه با آقای مشایی ملاقات نداشته اند یاد می کنند.

آیا محاکمه قبل از شنیدن دفاعیات و صرفا بر اساس ادعا و تحریف اخبار توسط دیگران در اسلام توصیه شده یا اینکه ایشان بر اساس اجتهاد شخصی خود، تصمیم به این امر گرفته اند؟

آیا اینکه بخاطر ترس از حرف مردم، از شنیدن دفاعیات متهم سر باز می زنند به معنی شجاعت و اسقلال رای می باشد؟

به فرض که آقای مشایی منحرف و ملهد. آیا این سزاوار است که به افراد، ولو ملحد، نسبت ناروا و دروغ بدهیم؟

چرا تا امروز کسی مدرکی مبنی بر انحراف آقای مشایی رو نکرده؟

چرا هر آنچه هست، جز تهمت و افترا نیست؟

چرا؟

بنده به عنوان یکی از ارادتمندان این بزرگواران مصرانه خواهش می کنم که اگر غیر از ادعاهای تحریف شده و بعضا دروغ امثال روزنامه محترم کیهان، مدرک و سند دیگری در اختیار دارند، آنرا در اختیار افکار عمومی قرار دهند تا امثال بنده هم از گمراهی و ضلالت نجات یابیم.

خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید.

والسلام.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 مهر 1389    | توسط: محمد مهدی خسروی    | طبقه بندی: مسایل سیاسی، مذهبی-عقیدتی،     | نظرات()