سلام.

ظاهرا عده ای قصد ندارند ولایتمداری عملی خود را به نمایش بگذارند و هر روز با به متن آوردن حواشی، قصد جوسازی و التهاب و .... دارند.

متاسفانه جناب آقای شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان، با آن سابقه درخشان و سوابق انقلابی مدتی است که با به متن، کشیدن حواشی، عملا جای موضوعات اصلی و فرعی را عوض کرده.

این روند بعد از فتنه ٨٨ شدت یافته. خصوصا وقتی که این حواشی به نوعی به آقای مشایی، ربط داشته باشد.

این تعصب در مشایی ستیزی جناب آقای شریعتمداری برای من خیلی عجیب به نظر می رسد.

خصوصا اینکه تا امروز هنوز تکلیف سران فتنه روشن نشده، مهدی هاشمی برنگشته و فتنه گر اعظم به عنوان یکی از مسئولین بلندپایه نظام همچنان به کار خود مشغول است و ....

اما ظاهرا این مسائل برای آقای شریعتمداری حاشیه و فرعی محسوب شده و پلک زدن های رحیم مشایی اصلی.

در این متن همچون مطالب گذشته پیرامون آقای اسفندیار رحیم مشایی قصد دفاع از مشایی را ندارم. هدف نهی، از منکری است که به اسم مشایی جامعه را پرکرده.

درست است که در برخی مطالب عنوان شده از طرف مشایی جای "بحث و مجادله علمی" است. اما برخی از مطالب داغ شده و رسانه ای شده او که نُقل محفل منتقدان شده، اصلا جای بحث و تردید ندارد.

اما متاسفانه انعکاس ناقص، غلط و بعضا مغرضانه برخی مطالب وی در رسانه ها و جامعه، زمینه "منکر" مد نظر اینجانب را فراهم نموده است.

جناب آقای شریعتمداری عزیز!

با وجود این همه کار عقب افتاده و طرح ها و برنامه های در حال اجرا، اگر رئیس جمهور وقت آزاد برای روزنامه خواندن داشته باشد جای تعجب و پیگیری داشت. نه حالا که ایشان به دلیل مشغله فراوان وقت سر خاراندن هم ندارند.

جناب آقای شریعتمداری!

لحن مقاله شما در انتقاد به روزنامه نخواندن آقای رئیس جمهور بوی تهدید و سهم خواهی داشت. البته امیدوارم این فقط نوعی سوء برداشت از جانب بنده باشد.

آقای شریعتمداری!

متاسفانه بسیاری از حملات یا به قولی تذکرات دلسوزانه شما به دولت با منشاء آقای مشایی بر اساس چند فرض غلط استوار است.

در اینجا کاری به رستم نامه شما علیه جمله "نه شرق می خوانم، نه کیهان" آقای احمدی نژاد ندارم. صرفا بخشی از یک پاراگراف شما را که متاسفانه مبنای قضاوت غلط، تهدید، تهمت و افترا شما و برخی دیگر از خوانندگانتان علیه آقای مشایی و چماقی علیه دولت است را مدنظر دارم.

آنجایی که شما می فرمایید "کسی که آشکارا از پایان دوران اسلامگرایی سخن می گوید، صهیونیست های غاصب را «مردم اسرائیل»! و مستحق دوستی! می داند، ناسیونالیسم را به جای مکتب اسلام می نشاند".

1- "پایان دوران اسلام گرایی"

  من شخصا فیلم این سخنرانی را دیدم. حق با شما است آقای مشایی رسما جمله "دوران اسلام گرایی به پایان رسیده است" را بیان می کند. اما خداوکیلی آیا منظور آقای مشایی از این جمله همان است که شما با تکرار آن قصد القاء آن را به مخاطبان دارید؟

آیا این نوع عملکرد اخلاقی است؟

آیا این کار در آموزه های دینی جایگاهی دارد؟ ولو آنکه آقای مشایی هزاران عیب و ایراد دیگر هم داشته باشد.

آیا واقعا آقای مشایی میخواهد مجلس ختم اسلام را بیان کند یا اینکه قصد دارد معنا و مفهومی بسیار عمیق و عظیم از دوران پیش از ظهور حضرت حجت(عج) و شرایط لازمه پیش از ظهور و قیام ایشان را بیان کند؟

اصلا آیا شما فیلم این سخنرانی را تا کنون کامل دیده اید؟ یا اینکه فقط چند دقیقه اول را دیده اید و نتیجه گرفته اید؟

آقای شریعتمداری آیا میدانید گناه ناخواسته چندین هزار نفر در ایراد تهمت و افترا در این خصوص به گردن شما و امثال شما است؟

آقای شریعتمداری یک بار دیگر، بدون هر گونه حب و بغض، این فیلم و مفاهیم مدر نظر در این سخنرانی را مرور کنید. شاید که این بار به سوء برداشت ناخواسته خود در این خصوص پی ببرید و استغفار نمایید؟

چه کار دارید این سخنان از حنجره چه کسی خارج می شود. اصلا چشم  هایتان را ببندید و فقط گوش کنید. مگر نه اینکه در آموزه های دینی ما آمده که سخن حق را بشنوید ولو از کافر ؟!

اصلا شاید حق با شما باشد.

چرا هیچگاه کل جملات و کلام مشایی را در این خصوص(دوران اسلامگرایی) به نقد علمی و مذهبی نگذاشتید تا اثباتا به امثال من ثابت کنید که او اشتباه می کند و لازمه حکومت جهانی منجی عالم بشریت این است که همه اول مسلمان شده باشند تا بعد آقا ظهور فرمایند؟

چرا نیمه خالی لیوان سخنان مشایی را دیدید و فقط عبارت "دوران اسلامگرایی به پایان رسیده" او را بزرگنمایی کردید؟

چرا نیمه پر آن که به حق پر معنا و منطبق با آموزه های دینی ما است و در خصوص لزوم آماده کردن مردم دنیا جهت پذیرش حکومت عدالت گستر و نهایتا تشرف به دین اسلام به عنوان کاملترین شریعت الهی(دین عندالله اسلام) می باشد را ندیدید و منتشر نساختید و به بحث نگذاشتید؟

2- مکتب ایرانی

آقای شریعتمداری چوب و چماق دیگری که از آن برای فشار به دولت و تحت تاثیر قرار دادن تصمیمات رئیس جمهور استفاده می شود "مکتب ایرانی" نام دارد.

این بار هم حق با شماست. آقای مشایی صراحتا می گوید "مکتب اسلام دریافتهای متنوعی از آن وجود دارد من یک اشارتی کردم از آن درصحبت قبلی .دریافت ناب از حقیقت  ایمان و وحقیقت توحید وحقیقت اسلام مکتب ایران است."

آقای شریعتمداری اصلا همین آخرین جمله آقای مشایی را به بحث می نشینیم "دریافت ناب از حقیقت  ایمان و وحقیقت توحید وحقیقت اسلام مکتب ایران است".

در کجای این جمله نشان از ناسیونالیسم و تمسک به مکتب شاهنشاهی چند هزار ساله مخصوص ایرانیان دارد؟

آیا درک مفهوم و معنی کلماتی چون "حقیقت ایمان"، "حقیقت توحید" و "حقیقت اسلام"، تا این حد سخت و نا مفهوم است؟ آیا شما از این عبارات چیز دیگری جز "اسلام ناب" برداشت می کنید؟

بنده بی سواد و بی مدرک و بعضی اوقات پا منبری، هرچه نگریستم چیزی جز مفهوم "اسلام ناب محمدی (ص)" از عبارات مذکور برداشت نکردم.

ضمن آنکه آقای مشایی هم در سخنان آنروز خود و هم در سخنان توضیحی پس از آن به کررات بر "اسلام ناب" تاکید دارد و نه چیز دیگری.

اما به نظر بنده هم نحوه بیان این موضوع از طرف ایشان کمی ایراد دارد و ممکن است کج فهم ها و کوته بینان را دچار سوء برداشت نماید.

اما آقای شریعتمداری شما چرا؟ شما که فاضل و اندیشمند و کل نگر و آزاد اندیش و .... هستید؛ چرا برداشت دیگری داشتید؟

اما خدا وکیلی آیا شما می توانید در محضر حق تعالی شهادت بدهید که منظور آقای مشایی چیزی غیر از اسلام ناب بوده؟

آیا شما قبول ندارید که امروز وقتی در دنیا سخن از اسلام می آید تفسیری غیر از تفسیر اسلام ناب در اذهان مردم خصوصا غربی ها به نمایش گذاشته می شود؟

آیا شما تا به حال نشنیده اید که وهابیون و القاعده خود را مظهر اسلام ناب می دانند؟

آیا شما تا کنون اسلام کشور های به ظاهر مسلمان همسایه را ندیده اید؟

آیا همه این مکاتب به ظاهر اسلامی بر اسلام ناب منطبقند؟

آیا شما قبول ندارید که مکتب ایران امروز منطبق بر اسلام ناب است؟

امروز برای اینکه اسلام ناب و حکومت اسلامی برآمده از آن را برای جهانیان مثال بزنید چه می کنید؟

چه مصداقی را بیان می کنید؟

آیا غیر از این است که از ایران اسلامی امروز به عنوان نزدیکترین مصداق به اسلام ناب مثال میزنید؟

اصلا باید ایران اسلامی را مثال بزنید

ایران اسلامی خمینی کبیر را باید مثال بزنید.

یران اسلامی با بیش از 100 هزار شهید را باید مثال بزنید.

یران اسلامی مقاوم و قد علم کرده در برابر یک دنیا استکبار را باید مثال بزنید.

ایران اسلامی مصداق واقعی "هیهات منا الذله" را باید مثال بزنید.

ایران اسلامی مستقل از وابستگی به اجانب را باید مثال بزنید.

ایران اسلامی ولایت مدار و خدا جوی را باید مثال بزنید.

ایران اسلامی مدافع خقوق مستضعفین عالم را باید مثال بزنید.

ایران اسلامی زمینه ساز قیام منجی عالم بشریت را باید مثال بزنید.

ایران اسلامی پیشرفته و متکی به خود را باید مثال بزنید.

اصلا به فرض محال که منظور مشایی در سخنرانی جلسه ایرانیان خارج از کشور همان بوده که شما تفسیر می کنید. آیا از توضیحات بعدی او هم همین برداشت را می کنید؟

آیا وقتی که می گوید "حقیقت اسلام همان است که در سرزمین پاک ایران بر پایه انقلابی بزرگ بر مبنای نهضت حسینی نمود یافته است" باز هم برداشتی لیبرالیستی و غیر مکتبی و غیر اسلامی از این سخنان می کنید؟

چرا تهمت می زنید؟

کجای اسلام آمده که هدف وسیله را توجیه می کند؟


3- دوستی با مردم اسرائیل

سال گذشته وقتی دکتر الهام به شیراز آمده بود از او پرسیدم داستان مشایی و دوستی با مردم اسرائیل چیست؟

شرحی از اوضاع و احوال و شرایط متزلزل یهودیان سرزمین های اشغالی پس از شکست در جنگ و ... را بیان کرد و نهایتا تصمیم دولت بر راه اندازی جنگ روانی در سرزمینهای اشغالی و ...

شاید به مصلحت نباشد جزئیات را بیان کنم اما شما که به همه منابع عادی و غیر عادی و محرمانه و فوق سری و .... دسترسی دارید باید بهتر از امثال من بدانید که پشت پرده این سخن مشایی چه بوده و نیت و هدف واقعی وی چه بوده.

در آخر باز هم تاکید می کنم نه مشایی پرستم نه کیهان ستیز!

اما از موج دروغ و منکری که به اسم اسلام و اصولگرایی در جامعه راه افتاده بیزارم. موجی که دامن برخی بزرگان کشور را هم گرفته و متاسفانه ایشان با تکیه بر اخبار غلط و دروغ منتشره در رسانه ها ، سخنانی آلوده به تهمت و افترا بیان داشتند. شاید هم آقای مشایی مشکلات و ایرادات بسیاری داشته باشد ولی حداقل در موارد فوق الذکر بر ایشان ظلمی عظیم روا شده که بهتر است تا دیر نشده در این دنیا حلیت بطلبید.

امیدوارم خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید.

والسلام.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 شهریور 1389    | توسط: محمد مهدی خسروی    |    | نظرات()