سلام.

آنچه در ذیل به آن اشاره می شود، نمونه ای است از وضعیت و کیفیت سطح آموزشی در دانشگاههای کشور. این نوشتار، قصد تخریب و یا تبلیغ شخص و یا مکان خاصی را ندارد.

چند صباحی است که دانشجو شده ام. دانشگاه جامع علمی کاربردی واحد کارخانجات مخابراتی ایران.

چند سال قبل بازدیدی علمی از سالن های تراش و مونتاژ این کارخانه داشتم. در آن زمان با توجه به حجم عظیم و گسترده تجهیزات، خصوصا در سالن مونتاژ، اما متاسفانه قریب به 80 % تجهیزات بی کار و به نوعی پلمپ شده بود. در 20% با قیمانده هم نیمی از پرسنل بیکار و مابقی در حال مونتاژ نسل کاملا قدیمی گوشی های تلفن رو میزی بودند.

وقتی علت را جویا شدیم گفتند به دلیل کارشکنی های شریک خارجی (زیمنس آلمان) این چنین شده.

امروز، مرکز آموزش کارخانه برخلاف سایر بخشهای فسیل شده آن، جوان و نوپا است.

امکانات محدود، کم تجربگی برخی مسئولین و اساتید و بی برنامگی های فراوان، در کنار تلاش مسئولین و دانشجویان برای ارتقاء سطح کیفی حوزه های مربوطه، خودنمایی می کند.

دانشجو!

دانشجو! عبارتی که بد معنی می شود.

دانشجو، یعنی جوینده علم. یعنی کسی که خود به دنبال کسب علم و دانش باشد. یعنی کسی که تشنه علم باشد.

اما بسیاری از ظاهرا دانشجوها، همچنان در همان فضای فکری دوران دانش آموزی سیر می کنند. باید به زور، دانش را به وی تزریق کرد. دائم چشمش به ساعت است و منتظر عبارت "خسته نباشید!"

برخی از به اصطلاح دانشجویان هم، ظاهرا، برای آنکه در خانه، محله یا جامعه، ایجاد مزاحمت نکنند به دانشگاه فرستاده شده اند.(کودکان بزرگ، جثه!)

رشته!

رشته یا کلافی سر در گم. در تعاریف علمی در برگیرنده مفاهیمی همچون عشق، علاقه، انتخاب و منطبق با استعداد و نیاز است. اما در دانشگاه، بیشتر به یک قرعه و شانس شباهت دارد.

استاد!

استاد، فردی است فرهیخته، فاضل، آگاه به علم روز. در واقع باید این چنین باشد. اما در پاره ایی موارد این چنین نیست. بعضی اوقات آنقدر این مفهوم بی نمک می شود که "کودکان بزرگ، جثه" کلاس را هم ناراضی می کند.

دانشگاه!

دانشگاه، محلی برای مبادله علم و دانش میان استاد و دانشجو.

اما کدام استاد؟ و کدام دانشجو؟ با کدام امکانات و در سایه چه نوع مدیریتی(خرد و کلان)؟

 

معجون!

اگر معنا و مفهوم جدید عبارات دانشجو، رشته، استاد و دانشگاه را با هم ترکیب کنیم، چه خواهد شد؟
آیا از چنین معجونی انتظار شفا می رود؟
آیا این معجون پاسخگوی نیازهای علمی کشور است؟
آیا این معجون در بازار کار، کاربردی دارد؟
جایگاه این معجون و مصرف کنندگان آن در کجای راه و بیراه "نقشه جامع علمی کشور" قرار دارد؟

با این معجون، چشم انداز 20 ساله، جز به سراب و یا نهایتا باتلاق، ختم نخواهد شد.

باید فکری کرد. باید جُنبید!

هر دوره تعلل به معنی افزودن جمعی مدرک به دست بی سواد به جامعه است. مهندسانی که یا باید راننده تاکسی شوند یا شاگرد بقال.

آنچه بیان شد همچون ویروس، بسیاری از مراکز علمی، تحقیقاتی و پژوهشی کشور را مبتلا کرده.

اگر هست، اندک حرکتی، عموما به دلیل علایق شخصی افراد و فعالیت های خارج از محدوده دانشگاه است.

در این خصوص جای سخن بسیار است. در ادامه چند مصداق عینی از مشاهدات خود را بیان می کنم.

- دانشجوی رشته IT، هنوز با روشن و خاموش کردن کامپیوتر مشکل دارد.

- دانشجوی IT هنوز بسته نرم افزاری Office را نمی شناسد. نمی داند Word و PowePoint چیست؟ کار با آن را هم بلد نیست.

- دانشجوی رشته IT هنوز کار با ویندوز را بلد نیست.

- دانشجو و بعضا استاد رشته IT هنوز از خواندن و فهمیدن جملات و مفاهیم انگلیسی نمایش داده شده روی صفحه عاجز است.

- . . .

- عکس و تکه فیلم زیر نمونه ای است از یک کارگاه درس آزمایشگاه سیستم عامل شبکه است.

 

8 دستگاه رایانه قابل استفاده برای حدود 40 دانشجو!

[http://www.aparat.com/v/fa09a054c7ef07f2e338afb50a028b1455393]

در این عکس تفاوت محیط آموزشی واحد عملی و نظری کاملا مشهود است!؟

در این عکس تفاوت شهریه واحد عملی و نظری کاملا مشهود است!؟

این عکس سرشار است از مفهوم علمی-کاربردی!؟

این عکس در انطباق کامل است با آخرین استاندارد های آموزشی روز جهان!؟


از این عکس می توان به گوشه ای از علل و عوامل کم سوادی و غیر کاربردی بودن دانش فارغ التحصیلان ، خصوصا رشته های فنی ، پی برد.

 امید است مسئولین محلی و کشوری ضمن بازدید ها و بازرسی های میدانی و دقیق جهت رفع نواقصی این چنین در محیط های آموزشی کوشیده و سطح علمی دانشجو و دانشگاه را در سطح انتظارات سند چشم انداز، ارتقاء، ببخشند.

انشاء الله.

والسلام.

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 مهر 1390    | توسط: محمد مهدی خسروی    | طبقه بندی: فرهنگی، وقایع شیراز،     | نظرات()